OK
farhangohonar-ir

اصول اجرا


مقدمه

موسیقی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی انسان است وگویی پروردگار این نعمت را از ازل در وجود انسان وطبیعت او نهادینه کرده است .تپش قلب انسان صدای او وحتی صدای دم و بازدم او نشانه های این نعمت بی بدیل خداوند است.حتی در طبیعت نیز جلوه های موسیقی از چشمان تیز بین ودلهای پرشور وآگاه پنهان نمی ماند.نوای آبشار آواز پرندگان خروش رودخانه ها وحتی صدای حرکت برگ ها در نسیم همه وهمه موسیقی حیات بخش زندگی هستند.حال که خداوند موسیقی را به عنوان نشانه ای از هزاران نشانه اش برای انسان به ودیعه نهاده است برماست که آن را به گونه ای علمی بررسی کرده ودر رازهای اندیشیده وآن را آنگونه که شایسته است گسترش داده واز آن به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم.شاید اگربه عنوان یه شنونده به موسیقی نگاه کنیم موسیقی زیاد پیچیده به نظر نرسد وتنها نوای دلنشین وگوش نواز باشد.اما اگر بخواهیم پا را فراتر گذاشته واز زاویه نزدیکتری به موسیقی نگاه کنیم به پیچیدگی که در عین سادگی وزیبایی دارد پی می بریم ودر می یابیم که در ورای این زیبایی قوانین خاصی نهفته است که گوش نواز و دل     نشین بودن موسیقی در گرو رعایت کردن آنهاست.به عنوان مثال تفاوت یه قطعه که در نواختن آن همه موارد از جمله روند ارزش زمانی نت ها (ریتم)فواصل نت ها (اینتروال)شاخص مترونومیک (تمپورال)شدت وضعف صدا (دینامیک)وتغییرات سرعت (آگوگیک)دراجرای آن با دقت رعایت شده است با قطعه ای که صرفا "نواخته" شده است حتی بر یک شنونده عادی نیز پوشیده نیست .پس برای پرورش یک نوازنده خوب بایستی اورا با تمام قوانین موسیقی آشنا کرد وبه او یاد داد که چگونه این قوانین را برای اجرای عالی  به کاربندد.     

                                                                                                                                                             

مختصری درباره اصول اجرا:

جهت دستیابی به اجرایی جامع در موسیقی رعایت اصولی ضروری است که در زیر به اختصار توضیح داده خواهد شد.

1-فن اجرا (تکنیک)2-صدای مطلوب 3-اجرای موسیقایی(موزیکالیته)

4-سبک آثار (استیل) فن اجرا نخستین مورد از موارد چهار گانه اصول موسیقی محسوب میشود ودر روند آموزش نیز از درجه اهمیت نخست برخوردار است.            

موارد تشکیل دهنده فن اجرا شامل:         

الف)چگونگی فیزیک در اجرا (اکول)    

ب)عناصر نوشتاری موسیقی (ریتم اینتروال*تمپو*دینامیک*آگوگیک)

می باشد. جهت دستیابی به مهارتهای برتر فن اجرا تمریناتی که در ادامه به آن اشاره خواهد شد تاثیر شایانی خواهند داشت.

1- تمرین ذهن 2-تمرین مرحله اول فیزیک 3-تمرین مرحله دوم فیزیک 

 

الف)چگونگی فیزیک در اجرا (اکول):روش صحیح کاربرد فیزیک در اجرا را "اکول "گویند.عموما این راه کارها از ابتدای راه فراگیری موسیقی به هنرجویان آموزش داده می شود.بیشتر این راه ها برای تمام نوازندگان یک ساز مشخص (مانند پیانو)بصورت بنیادین مشترک است اما بسیاری از جزییات متناسب با فیزیولوژی بدن هر نوازنده مختص خود او خواهد بود.به عنوان مثال نحوه صحیح نشستن پشت ساز پیانو و قرارگیری دست ها باید به گونه ای باشد که نوازنده برای حرکت دست ها راحت بوده ونه به قدری به پیانو نزدیک باشد که دست ها جمع شوند ونه قدری از آن دور باشد که نتواند بر کلاویه ها تسلط داشته باشد.به علاوه محل قرار گیری بر روی صندلی نیزباید از نیمه صندلی به جلو باشد .یک پا (معمولا پای راست)جلوتر از دیگری قرار گرفته انگشت ها مماس بر کلاویه ها قرار می گیرند و دست ها به گونه ای قرار می گیرند که گویی یک نصفه سیب در دست گرفته ایم.سر نیز باید به سمت پایین وچشم ها به نت باشد.                                                   
ب)عناصر نوشتاری موسیقی:

آنچه به شکل مکتوب (نت)در دسترس اجرا کننده موسیقی قرار می گیرند و اجرا کننده باید طبق آن موارد عمل اجرا را انجام دهد "عناصر نوشتاری موسیقی"می نامند .این عناصر عبارتند از :ریتم*تمپورال*دینامیک*آگوگیک.البته در اصول اجرای موسیقی عناصری نیز وجود دارندکه مکتوب نمی شوند ولی توسط اجراکنندگان موسیقی به کار گرفته می شوند.این موارد عبارتند از :صدای مطلوب(سونوریته)اجرای موسیقایی (موزیکالیته)وسبک آثار(استیل) حال به بررسی عناصر نوشتاری پنچ گانه در موسیقی می پردازیم:  


1-ریتم

 هر قطعه مو سیقایی از لحظ زمانی تقسیم های متنوع مساوی یا نامساوی دارد.تقسیم های متنوع متنوع مساوی یا نا مساوی امتداد زمانی هر صوت "ریتم"را تشکیل می دهد.جهت قوی شدن در تکنیک اجرا اجرا کننده باید به درک واجرای دقیق شکل های متنوع ریتم مسلط شود .انواع ریتم شامل ریتم های ساده *ریتم های ترکیبی و ریتم های مختلط می باشد که در ضمیمه شماره 1به اختصار توضیح داده شده اند.

2-اینتروال

تفاوت زیر و بمی ( تفاوت  فرکانس)دو صوت موسیقایی نسبت به هم را   اینتروال (فاصله)می گویند.بدون اینتروال حتی عالی ترین ساخته های ریتم هم ناکامل به نظر می رسند.مراحل دست یابی به اینتروال عبارتند از :

 

1-  پایداری ذهن در فضای تنالیته اصوات

2-تشخیص اصوات متغیر (آلتره)

3-درک مدولاسیون(نوسان و زیرو بمی صدا)

4-آگاهی از ساختار وفرم موسیقی

 

 و...  

 

 علاوه بر این موارد روابط صداها در اینتروال ها حالات گوناگون اجرایی از جمله :لگاتو*استکاتو*تنو تو *آکسان و ....نیز دارد.

3-تمپورال

حرکت ضربان موسیقی از دیدگاه تندی یا کندی را"تمپو"می نامند.برای دستیابی به فن برتراجرا نه تنها بایدبتوان تمپو را به خوبی شناسایی واجرا کرد بلکه باید در ثابت نگه داشتن ضربان یعنی :مترونومیک"بودن ضربان نیز مهارت های لازم را در هنگام اجرا بروز داد.وسیله ای که جهت ترونومیک نواختن به کمک نوازنده می آید "مترونوم" است که وجودآن به خصوص در گام های نخست یاد گیری موسیقی واصول اجرا ضروری به نظر می رسد .البته ضرب پا(beat(نیز به همین منظور به کار میرود که البته چون کنترل ضربه های پا توسط خود نوازنده بوده ودر آن امکان وجود خطا در نظم روال مترونیک وجود دارد استفاده از مترونوم نیز موکدا توصیه می شود.  

                                                                    

4-دینامیک           

قوت و ضعف نسبی اصوات "دینامیک"نامیده می شود که در آثار موسیقی به سه گونه :یکنواخت*تدریجی وناگهانی مورد استفاده قرار می گیرد.

در دینامیک یکنواخت قوت وضعف نسبی صدا در طول اجرا ثابت می ماند. در دینامیک تدریجی قوت یاضعف نسبی صدا به تدریج قوی تر یا ضعیف تر می شود ودر دینامیک ناگهانی، قوت وضعف نسبی صدا ناگهان تغییر می کند.       


 

5-آگوگیک                      

 تغییر موضعی روند یاحالت ضربان (تمپو)در آثار موسیقی "آگوگیک" نامیده  می شود.آگوگیک به دو گونه تدریجی وناگهانی به کار میرود.در آگوگیک تدریجی روند ضربان موسیقی به تدریج تندتر یا کندتر می شود ودر آگوگیک ناگهانی تمپو ناگهان تندتر یا کندتر میشود.

توانایی اجراکننده موسیقی درآگوگیک قدرت وتسلط اورا در تکنیک اجرا به خوبی نشان می دهد.

جهت دستیابی به تکنیک اجرا لازم است این مباحث نخست در ذهن اجرا کننده شکل گرفته وتمرین شود سپس مواردی که در ذهن تمرین شده اند به ترتیب در مرحله اول فیزیک وپس از آن در مرحله دوم فیزیک با تمرینات پی گیرانه نمود اجرایی پیدا کنند

                                         

 

تمرین اول:ذهن               

 در صورتی که تمرینات ذهنی به درستی انجام گیرند اعمال فیزیکی که طوطی وار واز روی عادت در هنگام اجرا صورت می پذیرد کاملا کاهش پیدا میکند .در واقع ذهن اجراکننده همواره به صورت پی گیرانه ناظر و دستور دهنده تمامی لحظات اجرای موسیقی است.گام بعدی در تربیت ذهن این است کهسعی شود ذهن در حین اجرا رابطه ماندگار با فیزیک داشته باشد ودر این ارتباط هیچ وقفه ای ایجاد نشود .در واقع ذهن باید از لحظه ابتدای اجرای موسیقی تا آخرین لحظه اجرای قطعه موسیقی کاملا در جریان آنچه به صورت فیزیکی انجام میگیرد باشد.

 

 

تمرین دوم :مرحله اول فیزیک

 در سازهای آرشه ای و زخمه ای مرحله نخست عملکرد صحیح فیزیکی عملکرد فرمان پذیرانه دست چپ آن هاست.در این مرحله فرمان پذیری فیزیک از ذهن اجرا کننده باید به شناسایی دقیق موقعیت وچگونگی عملکرد انگشتان روی شستی ها کلید ها و پوزیسیون ساز مربوط می پردازد.

 

تمرین سوم:مرحله دوم فیزیک

دراین مرحله اجراکننده باید دستی که نقش به کارگیری مضرابیا آرشه را دارد تمرین داده شود.در ساز های بادی نیز این مرحله همان مرحله دمیدن در ساز است وقرار گرفتن صحیح سر ساز بر روی لب ها شیوه صحیح تنفس را دربر میگیرد.

 

نکته:نوازندگان ساز "پیانو(وسازهایی همچون سنتور*هارپ*وسازهای کلاویه دار)در دو مرحله تمرین های فیزیکی خود تنها در تفکیک دستهای چپ و راست عمل می نمایند.در واقع در این گونه سازها  هیچ  یک از دستها بر دیگری تقدم ندارد. بلکه باید هر دست به طور جداگانه تمرین شده و به تسلط  نسبی برسد به   طوری  که  در هنگام نواختن با هر دو دست از لحاظ  ذهنی از دیگری مجزا باشد.در صورتی که این تمرین ها به صورت پی گیرانه دنبال شود انتظار میرود که دست یابی همه جانبه به تکنیک اجرا به آسانی مقدور شود.

 

 

گام نخست اجرای موفق:

 

دشیفراژیا اجرای یکباره ی نت های موسیقی

"دشیفراژ خوانی"و "دشیفراژ نوازی"به ترتیب به معنای یکباره خواندن ونواختن موسیقی می باشد.در عمل "دشیفراژ"فرد به هیچ وجه مجاز به اجرای دوباره ویا چند باره نت های موسیقی نمی باشدو بنابر این برای اینکه بتواند در اولین بار به بهترین نحو از عهده اجرای نت های موسیقی بر آید لازم است تمرینات گسترده و همه  جانبه ای در راستای دست یابی به سه مورد داشته باشد.                نخستین  مورد تقویت وگسترش دایره مباحث نوشتاری وغیر نوشتاری موسیقی ذهن و مورد دوم  تقویت تحرک چشم  برای رویت  سریع  نت های  موسیقی است.موضوع سوم نیز تقویت ماندگاری ذهن در رابطه با موارد نوشتاری و غیر نوشتاری اثار موسیقی به هنگام اجرای دشیفراژاست.

با توجه به توضیحات اشاره شده سه موضوع کلیذی یاری دهنده به عمل دشیفراژبه ترتیب زیر خواهند بود:

الف)تقویت وگسترش مسبوقات (سابقه سازی)ذهنی

ب)تقویت تحرک چشم

ج)تقویت ماندگاری ذهن

تمرین دشیفراژ خوانی (یکباره خوانی)همواره لازم است مقدم بر تمرین دشیفراژ نوازی (یکباره نوازی ) در دستور کار دشیفراژ قرار گیرد.همان  طور که در نوازندگی نیز عملکرد ذهنی بر عملکرد فیزیکی مقدم است.

ترتیب عمل در تمرین دشیفراژ بدین گونه است که نخست باید نت خا و عوامل مکتوب موسیقی را بدون دخالت ساز بهصورت یکباره وبدون وقفه خواند.به عنوان مثال ریتم خوانی یا نت خوانی یک قطعه موسیقی.در گام بعد باید دشیفراژ نوازی در دو مرحله صورت می گیرد.در مرحله نخست موقعیت نت ها روی سیم ساز (بدون دمیدن*آرشه کشیدن ویا مضراب زدن )نشان داده می شوندودر مرحله بعد می بایست اعمال ذکر شده را همراه با دمیدن *آرشه کشیدن ویا مضراب زدن انجام داد.در ساز "پیانو"(وسایر سازهای کلاویه دار مانند سنتور*قانون ومشابه آن ها)نوازندگان دو مرحله فوق را نخست به تفکیک دست راست وچپ انجام داده وسپس باهر دو دست هم زمان عمل دشیفراژرا تمرین می نمایند.به این معنی که به هنگام تمرین نخست باید بتوان نت هر دست را به طور مجزا بدون وقفه نواخت سپس هر دو دست با هم بدون توقف ویکباره نواخته می شوندکه کنترل ذهنی دو دست کاملا مجزا وتفکیک شده اتفاق بیافتد وهمین امر به نوازنده کمک میکند که به تسلط نسبی بیشتری در نواختن دست یافته واعمال دانسته های موسیقایی خود به صورت خوذ آگاه را با قدرت بیشتری انجام دهد.

اکنون به شرح سه موضوع یاری کننده عمل دشیفراژهمراه با توضیح زیر مجموعه های آن ها می پردازیم.

الف)تقویت وگسترش مسبوقات ذهنی:

 

بدیهی است که هرچه اجرا کننده مطالعه تمرین واجرای بیشتری داشته باشد سابقه ذهنی بهتری از لحاظ موسیقایی می اندوزد.سابقه سازی هرچه عمیق ت از مباحث متنوع نوشتاری وغیرنوشتاری موسیقی در ذهن موجب شناسایی هرچه سریع تر وآسان ترآن ها توسط حافظه به هنگام عمل دشیفراژ خواهند شد که از راه تمرین فرد ویکایک مراحل زیر حاصل می گردد:

الف-نوشتاری ها

  1-ریتم:  ایجاد زمینه های ذهنی مطلوب از تصاویر متنوع ومتعدد اشکال ریتم ودر نتیجه دست یابی به درک آسان نسبت به آن ها مستلزم بررسی وتجزیه وتحلیل همه جانبه فرد از انواع ریتم یعنی:ساده*ترکیبی*بدون سکوت ودر نهایت ریتم های مختلف (لنگ)می باشد .به عنوان مثال نوازنده سطح یک پیانو با دانشی متوسط ودایره مسبوقات خود می تواند الگوهای ریتمیک در ریتمهای ساده و ترکیبی را تا حدودی تشخیص دهد.مثلا می تواند الگوی "سیاه نقطه دار-چنگ"را در ریتم های ترکیبی تشخیص دهد.

2-اینتروال:درک و پذیرش تونالیته اثر مورد نظر برای کسی که عمل دشیفراژ را انجام می دهد نخستین نیلز در بخش اینتروال محسوب می گردد.پس از این نیاز تسلط وی بر نت های "آلتره"موضوع مهم بعدی این بخش می باشد.در واقع اینتروال به فاصله بین دو نت از لحاظ زیر و بمی اتلاق می شود .به عنوان مثال نت دو و نت ر یک پرده فاصله دارندولی دودیز ونت ر نیم پرده فاصله دارند یعنی تفاوت زیر و بمی دو نت در حالت اول بیشتر از حالت دوم است.بنابراین فردی که می خواهد به یک باره نوازی ویک باره خوانی دست پیدا کند باید بر فواصل بین نت ها کاملا مسلط باشد.

آلتره*:نت های تغییر یافته با علامات تغییر دهنده همچون دیز*بمل*سری و کرن. مثال:دو دیزنت آلتره نت دو میباشد.

 

3-تمپورال شاخص های مترونیک :فرد اجرا کننده دشیفر لازم است ادراک خوبی از تمیز تمپو ارایه شده در اثر مورد نظر را کسب نماید وپر واضح است که وی پس از حصول نمپوی مورد نظربتواند آن را ثابت (بدون کند ویا تند شدن)به روال مترو نومیک ادامه دهد.این امر نیز جز با تمرین وممارست فراوان میسر نخواهد شد.

4-دینامیک:شدت وضعف صدا درآثار موردنظربرایدشیفراژبه دو گونه یک باره وتدریجی بروز می نماید.بنابراین فرد اجرا کننده ی دشیفر لازم است درزمینه موارد متنوع دینامیک سابقه سازی های خوبی در ذهن به وجود آورد.

5-آگوگیک:این مورد نیز مانند مورد دینامیک می تواند به دو صورت تدریجی و یک باره تمپو ارایه شده در آثار مورد نظر برای دشیفراژرا تندتر وکندتر نماید.بدیهی است هرگونه سابقه سازی های ذهنی فرد نسبت به تمام آگوگیک رویارویی یک باره آن ها را به هنگام دشیفراژبرای وی سهل تر می نماید.

ب-غیرنوشتاری ها

1-اکول:شیوه ی انجام وچگونگی مرتبط شدن فرد اجرا کننده موسیقی با ساز*رهبری ارکستر و.... را اکول گویند.به بیان دیگر "اکول"چگونگی فیزیک نوازنده در هنگام اجراست.به عنوان مثال همان طور که گفته شد طرز نشست و قرارگیری پشت ساز ونحوه قرارگیری دست ها و انگشت ها بر روی کلایه ها(در ساز پیانو)باید به شکل صحیح باشد.اکول به هنگام دشیفراژمعمولا دستخوش بی توجهی ویا کم التفاتی محسوس فرد اجرا کننده دشیفر میشود.بنابراین رعایت وپایبندی به هصول مقرر شده در رابطه با اکول یکی از الزامات به هنگام عمل دشیفراژ به حساب می آید.

2-سونوریته:سونوریته را در معنی لغوی "پر آهنگی"گویند.صدا دهندگی مطلوب وزیبا در ساز *آواز*ارکستر و....صدای سونور " نامیده می شود.

"سونوریته" نیز مانند اکول به هنگام عمل  دشیفراژ کیفیت مطلوب و زیبای خود را از دست می دهد .بنابراین توجه به این نکته در هنگام اجرای دشیفر امری ضروری و اجتناب ناپذیر خواهد بود.

3- موزیکالیته: اجرای موسیقایی آثار .یعنی رعایت نمودن بسیاری از نکات و ظرایف مقرر شده در اصول اجرا برای این امر و به عبارتی دیگر یعنی "موزیکال " اجرا نمودن آثارموسیقی .

این که اجرا کننده دشیفر بتواند دراولین مرتبه ارتباط اجرایی خود با نت ها در آثار موسیقی ، آن ها را کاملا " موزیکال " نیز اجرا نماید ، بدون تردید انتظاری بس دشوار و پیچیده به نظر می رسد . با این حال از اجرای یک دشیفراژ جامع و کامل چنین انتظاری میرود که فرد اجرا کننده دشیفر اثر موسیقی مورد نظر را با رعایت کامل نکات و ظرایف موزیکال اجرا نماید.

ب ) تقویت تحرک چشم :

ضرورت وادار نمودن چشم برای حرکت به جلو به هنگام مطالعه .بدین معنی که جشم خود به خود میل حرکت به جلو را ندارد. اما با ممارست میتوان این توانایی را که در هنگام نواختن ، چشم یک گام از دست ها جلوتر باشد ، کسب کرد.این امر با تمرینات متعدد و متنوع به شرح ارائه شده حاصل می گردد:

 

 

الف ) الگوهای ریتم :

هر خط ریتم متشکل است از الگوهای متنوع ریتم که در کنار هم نوشته می شوند.با بهره جویی از حافظه موقت و وادار نمودن به دیدن الگوی ریتم قبلی روی الگوی ریتم بعدی و تداوم بخشیدن به این امر تا انتهای خط ریتم نوشته شده ، عمل تحرک چشم به جلو را تا دست یابی به توانایی های لازم در این زمینه تمرین می نماییم .

بنابر تعریف ارائه ، نقطه ی دید چشم فرد ، همواره در یک مرحله جلوتر از اجرای هر الگوی ریتم قرار خواهد گرفت .به عبارتی ، زمانی که فرد در حال اجرای یک الگوی ریتم می باشد، در این زمان نگاه چشم وی روی الگوی بعدی ریتم قرار می گیرد و بدین ترتیب این عمل تا انتهای خط ریتم نوشته شده ادامه می یابد.

مورد اشاره شده را روی پنج نوع از خط ریتم به ترتیب آمده درزیر به اندازه ی لازم تمرین می نمائیم :

-        خط ریتم ساده بدون سکوت

-        خط ریتم ترکیبی بدون سکوت

-        خط ریتم ساده با سکوت

-        خط ریتم مختلط (لنگ)

 

ب) نت های اینتروال :

یک ردیف از نت های اینتروال را که به صورت فواصل متصل (پیوسته )بر روی پنج خط حامل نوشته شده است *، در مقابل دیدگان خود قرار می دهیم .اکنون به همان ترتیبی که در رابطه با الگوهای ریتم در خط ریتم تاکید شده است ، نام هر نت اینتروال لازم است روی نت بعدی ذکر گردد.به عبارتی دیگر زمانی که فرد در حال گویش نام یک نت اینتروال است ، در این زمان نگاه چشم وی نت اینتروال بعدی قرار می گیرد و بدین ترتیب این عمل تا انتهای خط اینتروال نوشته شده ادامه می یابد.

*مثال : فا سل لا سی دو رِ می ...

تمرین اشاره شده لازم است روی خط اینتروال به صورت منفصل (پرش)*نیز انجام گیرد . بدیهی است انجام این تمرین برای فرد با توجه به پرش نت ها به مراتب دشوارتر از حالت پیوستۀ نت های اینتروال خواهد بود.

تمرینات ارائه شده در بخش تقویت تحرک چشم باعث تقویت هرچه بیشتر حافظه موقت نیز خواهد شد.

*مثال : دو می فا سل لا ر سی دو ....

ج) تقویت ماندگاری ذهن :

بدون تردید ، در عمل دشیفراژ نیاز وافر فرد به تمرکزپایداری امری است بسیارضروری و اجتناب ناپذیر.

وقتی با نت هایی از موسیقی روبه رو می شویم که تا پیش از آن هیچ گاه آن ها را بدان ترتیب رویت ننمونده و اجرا نکرده ایم و اکنون با انتظاری بس گسترده و دشوار می خواهیم یکایک موارد اشاره شده در فوق نیز، در اثر موسیقی مورد نظر برای دشیفراژ تحقق یابد ، بدیهی است نیاز فرد اجرا کننده دشیفر به امر تمرکز کاملا مشهود و نمایان می گردد.

حضوربدون وقفه ی ذهن ( ماندگاری ذهن) در مسیر انجام یک مورد را میتوان با استفاده از تمرینات ارائه شده در زیر به تدریج تقویت نموده و تداوم بخشید:

الف ) شمارش معکوس اعداد :

پیگیری شمارش معکوس اعداد ، مستلزم توجه ذهن به ترتیب معکوس آنان در پی هم است .این مورد که لازم است با رعایت تمپوی معین انجام پذیرد، خود باعث تمرین حضوربی وقفه ذهن در فرد خواهد شد .به این تمرین باید به سه روال اشاره شده درزیر تا پیش از رسیدن موضوع به حافظه طوطی وارفرد، پیگیری و اقدام شود :

-        شمارش معکوس اعداد به صورت پیوسته .

-        شمارش معکوس اعداد به صورت دهگان .

-        شمارش معکوس اعداد به صورت صدگان.

 

ب)الگوهای دوتائی ، سه تایی و برودری :

1- گام ها

گویش اسامی نت های گام چه به صورت بالارونده و یا پایین رونده به روال دوتایی *،سه تایی ** و برودری *** نیز مستلزم معطوفیت دهن فرد نسبت به ترتیب انجام آنها در پی هم است . بدیهی است اینالزام نیز می تواند در جهت تمرین جضور بی وقفه ( ماندگاری ) ذهن و تداوم بخشیدن به آن کمک بسیار موثر و فراوانی بنماید.مشروط بر اینکه اجرای این تمرین همواره برخوردار از تمپوی معین و ثابت نیز باشد.

*مثال : دو رِ،رِ می، می فا ،فا سل، سل لا ، لا سی ، سی دو ، دو سی ، سی لا ، لا سل ، سل فا ...

** مثال : دو رِمی ،رِ می فا ،می فا سل ، فا سل لا،سل لا سی،لا سی دو،سی دو رِ...

***مثال: دو رِ دو ، رِ می رِ،می فا می،فا سل فا،سل لا سل ،لا سی لا، سی دو سی،...

 

2-فواصل متنوع

ذکر اسامی نت های متنوع به صورت دوتایی ، سه تایی و .. نیز لزوم توجه و پیگیری ذهن فرد نسبت به چگونگی ترتیب انجام آن ها را در پی خواهد داشت.بدین ترتیب طول زمان توجه ذهن فرد در نتیجه ماندگاری پی گیرانه آن از راه تمرینات با رعایت تمپوی ثابت به مرور بیشتر خواهد شد .بدیهی است اننجام این تمرینات برای دستیابی فرد به امرحضور پایدار و بدون وقفه ذهن وی به هنگام عمل دشیفراژبسیار مفید و موثرخواهد بود.

 

 

آموزش اصول اجرا به هنرجو*:

*این بخش برای هنرجویان بزرگسال ساز پیانو نوشته شده است .

هنمانگونه که گفته شد، عملکرد ذهنی و مطالعه موسیقی مکتوب (نت)بدون دخالت ساز بر اجرای موسیقی و عملکرد فیزیکی تقدم دارد .به علاوه زمانی که هنرجو موسیقی را بدون اصول اجرا آموزش ببیند، بهره لازم را نداشته و نوازندگی او بنیاد محکمی نخواهد داشت .

براین اساس روند پیشنهادی نگارنده برای آموزش موسیقی و اصول اجرا به هنرجو به این ترتیب می باشد:

1)              نخستین گام درآموزش موسیقی براقراری ارتباط با  هنر جو و کشف کمی از درونیات اوست .بهتر است نخست درجریان میزان آشنایی و پیش زمینه او با موسیقی و تعریفش از آن ،دلایلش برای یادگیری موسیقی ، علت انتخاب آن سازو ... قرارگرفت.به علاوه بهتر است رفته رفته طی جلسات اول با روحیات ،سن،علایق،سلیقه موسیقایی، سطح و نوع فرهنگ ،سطح دانش و میزان استعداد او نیز آشناشد.آگاهی از این موارد سبب می شود بتوان روش صحیح آموزش موسیقی به آن هنرجوی خاص را پیش گرفت .در این مرحله باید هنرجو را باساز انتخابی اش آشنا کرد و اورا در جریان مسیری که پیش رو دارد فرار داد و این مسیر را برایش توجیه کرد.در صورتی که هنر جو بداند در ادامه راه چه باید بکند ، با اطمینان  بیشتری به باقی راه ادامه میدهند.

2)              گام بعدی آموزش مقدماتی تئوری موسیقی و اصول اجرا به هنرجوست .در این مرحله کافیست هنرجو را با کلیات تئوری موسیقی آشنا کنیم و بهتر است زیاد وارد جزئیات بحث نشویم .چرا که وارد کردن حجم زیادی از اطلاعات تئوریک به ذهن هنرجو در جلسات اول هم باعث سردرگمی او شد و هم میزان یادگیری اورا کاهش میدهد و حتی گاهی ممکن است اورا نسبت به اصل موسیقی دل سرد کند.مواردی که باید به زبان ساده برای هنرجو تشریح کرد عبارتنداز:

                                                                                              

نت ها ، خطوط حامل و موقعیت نت ها درآن ها ، کلیدها،خطوط اضافه،ارزش های زمانی نت ها،میزان،میزان نماوخط میزان،ضرب،فاصله،علامات تغییر دهنده،نت های مترادف،دولا خط های پایان و تکرار،خطوط اتصال و اتحاد،تمپو،دینامیک،تغییرات دینامیک،ساختمان و کلاویه های پیانو،اسامی انگشتان و پدال های پیانو.

تمامی موارد فوق را میتوان بین یک تا دو جلسه (بسته به توان هنرجو)به هنرجوی بزرگسال آموزش داد.

3)دراین مرحله که انتظار می رود از جلسات دوم تا سوم آغاز شود،وارد آموزش همگام تئوری و عملی می شویم.پیشنهاد می شود که روند آموزش منطبق با سطوح پنج گانه پیانو*باشد.

*در ضمیمه 3به موارد امتحانی سطوح اشاره شده است.

در این مرحله،از کتاب "بیر" به عنوان کتاب آموزش مقدماتی و از کتاب هایی که قطعات و آهنگهایی را به صورت ساده شده در اختیار هنرجو می گذارند استفاده می شود، به عنوان مثال کتاب " چهل آهنگ".برای هنرجویان نوجوان کتاب مایکل آرون مقدماتی نیز پیشنهاد خوبی می تواند باشد .در این مرحله باید روش و زمان تمرین کردن را نیز به هنرجو آموزش داد.هنرجویان در سطوح مقدماتی باید بسته به توانایی خود حداقل 30 دقیقه  در روز تمرین کنند تا در مدت زمان مطلوب به توانایی لازم دست یابند.روش تمرین کردن برای هنرجویان باید به صورتی باشد که پس از مدتی هنرجو بتواند به توانایی دشیفراژخوانی و دشیفراژ نوازی دست یابد.هنرجو باید برای تمرین هر درسی را پیش از اجرا به روال مترونومیک وزن خوانی و نت خوانی کند و سپس هردست را مجزا تمرین کرده و سپس به نواختن قطعات با هردو دست بپردازد.ریتم خوانی و اجرا نیز باید طبق روال مترونومیک باشند بدین معنا که تمپو ثابت نگه داشته شود.وسیله ای که ما را در رسیدن به این هدف یاری میکند، مترونوم نام دارد .همچنمین میتوان از ضرب گرفتن با پا(ضرب پا)نیز استفاده کرد.

هنرجو باید از همان بدو شروع یادگیری به استفاده از مترونوم و ضرب پا عادت کند،چرا که شروع کار با ریتم های ساده بوده و به تدریج ریتم ها سخت ، ترکیبی و مختلط می شوند و همین مورد استفاده از مترونوم را راحت تر میکند و می بینیم که هنرجو رفته رفته به استفاده از آن عادت کرده و حتی ریتم های دشوار را هم می تواند با استفاده از مترونوم به راحتی و به درستی نت خوانی و اجرا کند.

توجه شود که همیشه شروع آموزش به شیوه صحیح نه تنها راحت تر از اصلاح هنرجوی آموزش دیده به روش غیراصولی و نادرست است ،بلکه بازدهی بیشتری هم دارد.پس صرفاً به این خاطر که هنرجو کار را راحت تر انجام دهد و سریع تر بتواند قطعه ای را بنوازد ، از هیچ اصل بنیادی به راحتی عبور نکنید و تمام اصول را به درستی و صحیح به هنرجو آموزش دهید .آموزش صحیح حتی ارزش چند جلسه مکث کردن روی یک موضوع حاص را هم دارد.

البته نباید فراموش کرد که هر هنرجو ویژگی های خاص خود را دارد و باید طبق روش خاص هر فرد به او آموزش داد.سخت گیری بیش از حد بر روی رعایت اصول حتی ممکن است نتیجه عکس داشته و به او این احساس را بدهد که اصول موسیقی ، اصولی خشک و انعطاف ناپذیرند.بنابراین بسته به توانایی هر هنرجو از او انتظار عملکرد صحیح را داشته باشید.اجازه بدهید هنرجو احساس راحتی کند و به پیانو و اصول و تئوری موسیقی علاقه مند شود.حتی گاهی می توانید تا جای ممکن برای او سوال ایجاد کنید و یا تمام توضیحات را بی آن که بخواهد ، در اختیارش نگذارید.اجازه بدهید تشنه یادگیری بشود و نیاز یادگیری اصول را در او ایجاد کنید.مسلماً خودش از شما خواهد خواست که اصول موسیقی را به او آموزش دهید و با علاقه آن را فراخواهد گرفت.حتی می توان قطعه ی زیبایی را برای هنرجو اجرا کرد و رعایت اصول تئوریک اجرا را در ان قطعه به هنرجو نشان داد تا به یادگیری اصول علاقه مند شود.

مسلماً نواختن قطعات و آهنگ ها به ایجاد علاقه در هنرجو کمک میکند و فضای آموزش را از فضای اتودهای خشک  جدا میکند.هم گام با آموزش کتاب های مقدماتی به هنرجو باید قطعاتی ساده را نیز به او اموزش داد .البته اهنگ ها نیز باید با رعایت اصول آموزش داده شده و صرفاً "نواخته " نشوند.میتوان نت های آهنگ هایی که برای هنرجو آشناست را ساده سازی *کردو به او آموزش داد.

*ساده سازی :به این ترتیب که در صورت ترکیبی بودن ریتم، آن را به ریتم ساده تبدیل کرد و.... .

نکته : نوشتن نام نت ها به فارسی و یا به صورت حروف اختصاری (G,…,B,A )برای دست راست و نواختن آنها بر اساس شعر آنها *روشی اصولی و صحیح نیست و به هیچ وجه پیشنهاد نمی شود.هم چنین بهتر است نت هایی که برای دست راست نوشته شده و به آنها آکورد داده میشود، کمترو صرفاً جهت تنوع به هنرجو ارائه شود.هنگامی که هنرجو بتواند بدون خواندن نت ها روی حامل آهنگی را بنوازد ناخود آگاه ذهن او تنبل شده و نواختن آهنگ به طور اصولی و از روی نت ها برای او دشوار خواهد شد.به علاوه این کار باعث کاهش انگیزه فرد برای یادگیری اصول بینادین موسیقی و به کارگیری ان ها در نوازندگی می شود.

*مثال:

... سل دو سل سل سل فا می بمل ر دو

... کن وا تُو ما چِش یَم مَر نِ جا

نکته : معمولا هر درسی که به هنرجو آموزش داده میشود دارای نکته ویژه ای است .بهتراست این نکات را برای هنرجو برشمردتا هنرجو بداند با یادگیری هر درس چه مواردی به دایرۀ دانسته هایش افزوده می شود.

این روند هنچنان ادامه می یابد و زمانی که هنرجو به سطح مطلوبی رسید باجزئیات بیشتری به تئوری موسیقی می پردازیم و به عبارتی با نگاهی موشکافانه اصول موسیقی را وارسی میکنیم .

4)درمرحله چهارم،علاوه بر پرداختن به موارد مذکور در بندسوم،گام های دیاتونیک را در محدوده یک اکتاو و در قدم های بعدی در محدوده دو و یا چهار اکتاو به همراه آرپژها و آکوردها ی آن ها و گام کروماتیک آموزش می دهیم .همچنین قطعات کلاسیک و آهنگ های اصیل را نیز می توان هنگامی که هنرجو به سطح مطلوبی رسید،به او آموزش داد.به علاوه هنرجو باید از همان ابتدای امر،رفته رفته با موارد دینامیک و آگوگیک نیزآشنا شود.چرا که موسیقی،هنربیان احساسات و مفاهیم به کمک صداهاست .درصورتی که هنرجو یادنگیرد شدت و ضعف صدا را در نواختن کنترل کند،قطعه ای را که می نوازد زمخت و بی احساس خواهد بود.

فراموش نکینم که تمامی اصول برای اجرای صحیح و بی نقص موسیقی است.

توجه :گاهی هنرجویانی که به تازگی ساز پیانو را انتخاب کرده اند،صرفاً به نواختن مجلسی پیانو و ان هم نواختن آهنگ های مورد علاقه شان، تمایل دارند و به هیچ وجه تمایلی به یادگیری اصولی موسیقی نشان نمی دهند.اشکالی ندارد!اجازه می دهیم هنرجو گمان کند روش مطلوب اورا پیش گرفته ایم تا به ما و روش ما اطمینان کند.اما د ر واقع همان روش اصولی را پیش می گیریم و طی یک برنامه بلند مدت،رفته رفته هنرجو را با ویژگی های موسیقی حقیقی آشنا کرده و اصول موسیقی و اجرا را برایش تشریح و اورا به موسیقی صحیح علاقه مند و روش خود را برایش توجیه می کنیم .نباید انتظار داشت به راحتی و سریع به این هدف رسید .حتی ممکن است مجبور شویم انرژی زیادی گذاشته و مدتی با او کلنجار برویم .اما در اکثرموارد،امری شدنی و امکان پذیراست.

بهتراست این حس را که هنرجو مجبور است روش ما را پیش بگیرد به او القا نکینیم .از لحاظ روان شناسی این حس اجبار توانایی حرکت رو به جلو را از فرد میگیرد.بهتر است بگذاریم هنرجو آزاد باشد و با تمایل خودش به جلو حرکت کند.

 

ضمیمۀ(1)-مقدمه ای برتئوری موسیقی:

نت : نام صداهای موسیقی که از چپ به راست خوانده می شوند نت می باشد.در موسیقی هفت نت داریم که می توان آن ها را با علائم اختصاری نیز نشان داد.نت ها به ترتیب عبارتند از:

 

     صدا زیرتر

                                     

                                     سی   لا   سل   فا   می   ر   دو

                                      C     D    E    F     G     A     B

 


صدا بم تر

سیستم نوشتار و نام گذاری نت ها : برای نوشتن و خواندن نت های موسیقی به پنج خط نیاز داریم که خطوط حامل نامیده شده و از پایین به بالا شمرده می شوند.تنها روی خطوط حامل یا بین خطوط نوشته  میشود و در صورتی که نت مربوطه از گستره پنج خط تجاوز کند، جهت نمایش آن از خطوط اضافه (تکمیلی )استفاده می شودکه شیوه نامگذاری نت ها در آن ، مشابه خطوط حامل است.

جهت نامگذاری نت ها استفاده از دو کلید به نامهای کلید سل و کلید فا مرسوم است .کلید سل از خط دوم حامل آغاز شده و نام خود(سل )را به نت روی خط دوم می دهد و باقی نت ها به ترتیب : می ،سل،سی،رِ،فا و نت های بین خطوط به ترتیب فا،لا،دو،می میباشند.کلید فا نیز از خط چهارم حامل آغاز شده و نت روی خط چهارم نام "فا"را به خود می گیردو باقی نت ها نیز به شیوه گفته شده نام گذاری می شوند.به طور کل کلید سل جهت نوشتن اصوات زیر (بعداز دوی وسط درپیانو)و کلید فا جهت مکتوب کردن اصوات بم (قبل از دوی میانی در پیانو)به کار می روند.هرچه نت نوشته شده درخطوط حامل ،بالاتر قرارگیرد صدای آن زیرتر و محل ان در سمت راست پیانو خواهد بود.

ارزش زمانی نت ها : نت گرد مبنا در موسیقی بوده و آن را نت واحد می نامیم .هرنت گرد به دو نت سفید ،هر نت سفید به دو نت سیاه  و هر نت سیاه به دو نت چنگ تقسیم می شود و الی اخر.بدین ترتیب اگر نت گرد 4ضرب باشد،نت سفید دوضرب،نت سیاه یک ضرب،نت چنگ نیم ضرب خواهند بود و الی آخر.مقابل هرنت ،سکوتی معادل آن نت وجود دارد.بدین ترتیب که سکوت سیاه یعنی یک ضرب سکوت کنیم .در صورتی که جلوی هر نت یا سکوتی یک نقطه قرار بگیرد نصف ارزش زمانی آن نت بر کشش آن اضافه می شود.به عنوان مثال نت سفید نقطه دار معادل سه ضرب می باشد.

میزان: هرقطعه موسیقی از لحاظ زمانی به قسمتهای مساوی تقسیم می شود.به این قسمت های مساوی "میزان"گویند.میزان ها توسط خطی عمود بر حامل به نام "خط میزان"از هم جدا می شوند.هر میزان نیز به قسمت هایی مساوی به نام "ضرب" تقسیم می شود.جهت نشان دادن تعداد ضرب ها و ارزش زمانی آنها در هر میزان یک قطعه ، از دو عدد که بلافاصله پس از کلید می آیند استفاده می شود.به این دو عدد "میزان نما"می گویند.در میزان های ساده عدد بالایی میزان نما نمایانگر تعداد ضرب هر میزان بوده و عدد پایینی نشانگر این است که هر ضرب معادل چه کسری ازنت واحد(سفید)است.

انواع ریتم : ریتم به سه دسته ریتم های ساده ، ترکیبی و مختلط تقسیم می شود.در ریتم های ساده هر ضرب به طور طبیعی دارای تقسیماتی دو تایی است .مثلا در میزان ساده سه چهارم ، سه ضرب داریم که هر ضرب معادل یک چهارم نت گرد(یعنی هر ضرب معادل یک نت سیاه است )است و نت سیاه هم به طور طبیعی قابل تقسیم به دو چنگ می باشد.اما در میزان های ترکیبی هر ضرب به طور طبیعی به سه قسمت تقسیم می شود.به عنوان مثال در میزان ترکیبی شش هشت ، شش نت چنگ دارم .به عبارتی دو ضرب داریم که هر ضرب معادل سه هشتم گرد(یعنی سه نت چنگ )است.پس در میزان شش هشت دو ضرب داریم و هر ضرب معادل یک سیاه نقطه دار است که به طور طبیعی به سه قسمت یعنی به سه چنگ تقسیم می شوند.

 

  اینتروال(فاصله): اختلاف زیرو بمی دو صدا فاصله نام دارد.فواصل نت های پی در پی به طورطبیعی به این صورت است:

 

دو   سی   لا   سل   فا   می   رِ   دو

                                

نیم پرده،پرده،پرده،پرده،نیم پرده،پرده،پرده

 

به فاصله هرنت تا نت هم نام بعدی یا قبلی اش یک اکتاو میگویند.مثلافاصله دوتا نت دوی بعدی اش یک اکتاو است.

علامتهای تغییر دهنده ای وجود دارند که نت ها را نیم پرده بالا یا پایین می کنند .علامت دیزنیم پرده نت را زیر کرده و علامت بمل نیم پرده نت را بم میکند.

نت های تغییر یافته ای که نام متفاوت و صدای یکسان دارند،نت ها مترادف نامیده میشوند.به عنوان مثال نت دو دیز با نت رِ بمل و نت می دیز با نت فا مترادفند.

"خط اتحاد " خطی است منحنی که بین دو نت هم نام و هم صدا کشیده می شودو معنای آن این است که نت دوم را ننواخته اما ارزش زمانی آن را به نت اول اضافه می کنیم .به عنوان مثال اگر دو نت دوی سیاه با هم متحد شوند، به صورت یک نت دوی سفید اجرا می شوند.

تمپو: شاخص هایی جهت تعیین تمپو یا سرعت یک قطعه موسیقی وجود دارد.به عنوان مثال شاخص moderato (مودراتو)به معنای "نه تند نه کند" می باشد و مفهوم آن این است که قطعه مورد نظرباید باسرعتی نه تند و نه کند نواخته شود.برخی دیگر از این شاخص ها عبارتند از : presto,allegro,andante,adagio,lento,largo,grave .

علامت rit. نیز به معنای رفته رفته کند کردن سرعت قطعه می باشدو همچنین علامت a tempo به معنای بازگشت به سرعت اصلی قطعه است که همگی در مبحث "آگوگیک "جای می گیرند.

دینامیک:جهت نشان دادن شدت و ضعف نت ها از نشانه هایی استفاده می شود.از جمله ff,f,mf,mp,p,pp,و....مثلاmf (متسو فورته)به معنای نیمه قوی است یعنی نت های دارای این نشانه باید با قدرتی متوسط (نیمه قوی )نواخته شوند.آکسان نیز جزو نشانه هایی است که در محدوده دینامیک دسته بندی می شوند.

نشانه هایی مانند کرشندو(cresc. )و دی کرشندو(decresc )نیز نشانه های تغییر تدریجی دینامیک هستند که به ترتیب به معنای قوی کردن تدریجی صدا و ضعیف کردن تدریجی صدا هستند.

 

 

ضمیمه (2)-معرفی ساز پیانو:

خاستگاه ساز پیانو کشور ایتالیا می باشد.نام آن به علت گسترده دینامیکی گسترده اش (قابلیت ایجاد صدایی بسیار ملایم تا بسیار قوی)پیانو فورته بوده که به مرور زمان مختصر گشته و پیانو نامیده شده است .به علاوه پیانو گستره صوتی گسترده ای در حدود بیش از هفت اکتاو را نیزداراست .

شاسی های پیانو کلاویه نام دارند و به دو دسته کلاویه های سیاه و سفید تقسیم می شوند.کلاویه های سیاه به گروه های دوتایی و سه تایی تقسیم بندی می شوند.اولین کلاویه سمت چپ گروه دوتایی دو نامیده می شودو باقی کلاویه های سفید به ترتیب نام باقی نت ها را به خود می گیرند.کلاویه های سیاه صدای نت های تغییر یافته را تولید می کنند.مثلاًکلاویه سیاه بین دو و رِ،صدای نت دو دیز(رِ بمل)را تولید میکند.

 

برای هرانگشت نیز شماره ای در نظر گرفته میشود.انگشت شست شماره 1،انگشت اشاره شماره 2،انگشت وسط شماره 3،انگشت حلقه شماره 4و انگشت کوچک شماره 5.

پیانو دارای سه پدال دمپر(پدال سمت راست)،سافت(پدال چپ)و سوسته نوتو(سوردین)می باشد که به ترتیب اعمال زیررا انجام میدهند: دمپر:تولید اصوات ممتد و کشیده ،سافت: کاهش قدرت و شدت صدا،و سوردین : ضعیف و خفه کردن صدا.

ضمیمۀ (3)-سطوح مختلف در نوازندگی پیانو(Levels ):

سطح1:

1)تئوری مقدماتی موسیقی

2)وزن خوانی با الگوهای ریتمیک چنگ در میزان های ساده و ترکیبی

3)بیرتا آخردرس 60

مدت زمان مطلوب :4تا6ماه

سطح2:

1)فصل 1و2 تئوری بنیادی موسیقی(پرویز منصوری)

2)وزن خوانی با الگوهای ریتمیک چنگ و دولاچنگ در میزان های ساده و ترکیبی

3)گام آرپژ در محدوده یک اکتاو و آرپژبه صورت پایگی (کتاب مرجع : شناخت و اجراء گام ،آرپژو آکورد)

4)بیر به طور کامل و چرنی اپوس 599تا پایان درس 57

5)رپرتوار:اجرای دوقطعه کلاسیک اورجینال با ساختار ریتمیک دولاچنگ (کتب پیشنهادی:کلاسیک فاوریز،آناماگدالناو...)

مدت زمان مطلوب: 6تا8ماه .

سطح 3:

1)تئوری موسیقی : تا پایان فصل 4تئوری بنیادی و تئوری موسیقی(آقای پورتراب)

2)سلفژ: انواع ریتم با ساختار های دولاچنگ در میزان های ساده و ترکیبی ،سرایش فواصل متصل و منفصل و تقلید اصوات

3)اجرای گام ،آرپژو آکورد در محدوده 2اکتاوبا حرکات موازی و آرپژپایگی

4)اتود: چرنی اپوس 599کامل.

5)رپرتوار: اجرای 4قطعه از 4دوره زمانی(باروک(اوانسیون2صدایی)،کلاسیک،رمانتیک،معاصر)

مدت زمان مطلوب:9تا11ماه.

سطح4:

1)تئوری (کتب آقایان پورتراب و منصوری به طورکامل)

2)سلفژ:انواع ریتم با ساختار سه لاچنگ ،فواصل منفصل و شنوایی.

3)اجرای گام ،آرپژو آمورد در 4اکتاو با حرکات موازی و مخالف (تکمیل بخش دوم کتاب شناخت و اجرا)

4)اتود: کتب کرامر یا چرنی اپوس 299 و ...

5)رپرتوار: اجرای 4قطعه از 4دوره زمانی(باروک،کلاسیک،رمانتیک ومعاصر)

مدت زمان مطلوب : 9تا 12ماه .

سطح 5:

1)تئوری موسیقی ایران و جهان

2)هارمونی (تا آکورد هفتم نمایان)

3)کنترپوان(تا کنترپوان آزاد دو صدایی)

4)سلفژ(ملودی در تونالیته های ماژور و مینورهای نسبی با آلتره )

5)دیکته موسیقی

6)وزن خوانی

7)اجرای گام ، ارپژ و آکورد به صورت کامل در 4 اکتاو با حرکات موازی و مخالف

8)رپرتوار5قطعه : اتود،باروک(انوانسیون3صدایی،پرلود،فوگ و ...)کلاسیک(سونات در 3موومان)،رمانتیک ،معاصر.

مدت زمان مطلوب : 9تا 12 ماه .

 

 

 

 

منابع :

فصل نامه هنر شماره 64،مقاله ای از شریف لطفی.

فصل نامه هنر شماره 77 ;فن اجرا(تکنیک)در اصول اجرای موسیقی،شریف لطفی.

تئوری مقدماتی موسیقی ، رامتین اسکروچی ،انتشارات هنر و فرهنگ .

تئوری موسیقی ، مصطفی کمال پورتراب ،ویراست چهارم ،چاپ چهل و سوم،نشر چشمه.

تئوری بنیادی موسیقی ،پرویز منصوری ،نشر کارنامه .